تبلیغات
جان می رود ز دستم .. - عروسک
https://facenama.com/f_kafka

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

پنجشنبه 18 خرداد 1396-08:45 ب.ظ



::: عروسک :::

چقدر زاده شدن آسان و چقدر زندگی کردن سخت است
و شهوتی که موجود بیگناه را اسیر جهنمی به نام زندگی می کند
و این زجر چه دیر به پایان می رسد
دلم میخواهد دستهایم را زیرچانه ام بگذارم 
در بلندترین نقطه ی شهر بنشینم و به آدمها نگاه کنم
 که چه بی دلیل دل به زندگی بسته اند
جه بی دلیل میدوند .میخندند . گربه میکنند و میگذرد
خدا و شیطان هم کیف میکند..
دلم میخواهد از همه به دور باشم از همه ی کسانی که هستند..
از آدمها .خدا و شیطان ..
بازی مزخرفیست ..من هیچ وقت عروسک حوبی نبودم ..




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 20 خرداد 1396 08:25 ب.ظ


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر